دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان خسارت pdf از زهرا حسینی با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹
76,346

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
228,871

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
103,479

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
362,218

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
154,254

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
124,250

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود زمان غمگین عاشقانه آوای خیس (18)

دانلود رمان خسارت pdf از زهرا حسینی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان زهرا حسینی میباشد

موضوع رمان:عاشقانه/پلیسی

خلاصه رمان خسارت

موفقیت یعنی از شکستی به شکستی دیگر رفتن

بدون اینکه شور و اشتیاق خود را از دست بدهیم

فقط آنها که جرات شکست خوردن دارند، موفق می شوند.

اگر افتادی مهم نیست… به شرطی که موقع بلند شدن از زمین چیزی را برداری.

اطرافمان را نگاه کنیم قهرمانان بسیاری وجود دارند قهرمانانِ گمنام!

قهرمانانی بی هویت….اسطوره هایی پنهان! قهرمانانی که گاهی وقت‌ها شکست‌خورده تلقی می‌شوند !

همه‌ی ما به نوعی قهرمان هستیم قهرمانانی که به آنها مدال که نمی‌دهند ، هیچ ! بعضاً دیده هم نمیشوند…

رمان پیشنهادی:دانلود رمان آنلاین کابوس نامشروع ارباب مسیحه زادخو

قسمت اول رمان خسارت

موزیک فرانسوی ای که صدای بلندش ستون های باشگاه رو به لرزه انداخته بود زیادی روی اعصابم بود…با زبون فرانسه زیاد

حال نمیکردم!فشار رو روی عضله های شکمم بیشتر کردم.وقتی نگاه عرفان روی من چرخید اشاره کردم موزیک رو عوض

کنه…

نگاهم روی ساعت بزرگ باشگاه افتاد ،یک ساعت و نیم روی خودم کار کرده بودم و چهار ساعت هم روی شاگردام وقت

گذاشته بودم…برای امروز کافی بود.

با قدم های محکم سمت رختکن مربّی ها رفتم و عرفان هم پشت سرم راه افتاد.

به طرف کمد شماره ۷ رفتم و کلید رو توش فشار دادم و چرخوندم،عرفان مشغول تعویض لباساش شد و چه بد که همیشه زودتر

از من آماده میشد!!!

دو بنده ی مشکی رنگمو که خیس عرق شده بود در آوردم و توی ساک دستیم پرت کردم و به جاش تی شرت صورمه ای رنگی

پوشیدم،شرت ورزشیمو با شلوار لی صورمه ای عوض کردم و جلوی آیینه دستی توی موهام کشیدم

بی توجه به عرفان که مشغول صحبت با یکی از مربّی ها شده بود از باشگاه بیرون زدم

صداش با

Like0Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران