دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان ماموریت اول pdf از الی با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۹
77,060

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
229,762

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
103,771

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
363,312

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
154,617

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
124,592

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (8)

دانلود رمان ماموریت اول pdf از الی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان الی میباشد

موضوع رمان : عاشقانه/پلیسی

خلاصه رمان ماموریت اول

داستان درمورد دختری به نام پانیذ متینه

که پلیسه ومیخواد برای

اولین بار بره ماموریت ومجرم هم کسی نیست

جز پرویز متین…

دراین ماموریت اتفاق های

جالبی رخ میده که

موضوع اصلی رو تشکیل میدند..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان اول ماه

قسمت اول رمان ماموریت اول

با سردرد بدی از خواب بیدارشدم داشتم دنبال کش موهام میگشتم که یهو چشمم به

ساعت روی پاتختی افتاد شش بعدازظهر رونشون میداد وایییی یعنی پنج ساعت خوابیدم

موضوع امروز خیلی فکرمو درگیر کرده .منوببین بازدارم میرم توفکر معلوم نیست

چندساعت دیگه بیام بیرون االناست که مامان بیادو باز مثل همیشه منو مورد لطف

وعنایتش قراربده با جهشی از روی تخت پریدم ورفتم سمت دستشویی بعداز کارای الزم

برگشتم تو اتاق که یهو صدای فریاد پرهام بلندشد که میگفت پانی مگه خرسی که اینقد

میخوابی وپشبندش زد زیر خنده باهمون شونه دستم درو بازکردم ورفتم بیرون شونه روباال

اوردم گفتم چی گفتی؟؟خیلی ضایع دستشو گذاشت رو پیشونیشو گفت غلط کردم قربان

منو عفو کنید .خندم گرفت اخه من دارم کم کم پلیس میشم واسه همین پری هی منو

مسخره میکنه گفتم پری راستی پری همین داداش دیوونه منه که دراصل اسمش پرهامه یه

داداش دیگم دارم که مزدوج شدع تازگیا پدی جون همون مخفف پدرام وخودمم که یک

یکدونم واسمم پانیذه البت یکی یکدونه ی یکدونه هم نیستم ولیییی حاال میفهمین .

با صدای مامان از فکر بیرون اومدم رفتم تو آشپزخونه :جانم مامان .مامان برگشت

وبالبخندی نگام کرد همیشه همینحوری بود میگفت من اونو یاد جوونیاش میندازم اخه

راستم میگفت من بیشتر شبیه مامان بود تا پرویز چهره معمولی داشتم فقط به قول پری

چشمام شبیه گربه ها بود چون چشام یشمی رنگن.حاال بگذریم باکمک مامان میزو…

Like4Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران