دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان جدی گرفتن آن شوخی pdf از معصومه ملک محمودی با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۹
77,058

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
229,758

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
103,770

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
363,303

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
154,614

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
124,589

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (9)

دانلود رمان جدی گرفتن آن شوخی pdf از معصومه ملک محمودی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان معصومه ملک محمودی میباشد

موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان جدی گرفتن آن شوخی

ویونا بعد از سال ها زندگی با پدرش،میفهمه مادر و خواهر دوقلو داره.

بعد اونم اکثر روزاشو در کنار خواهرش می گذرونه و اونجا یک جمله باعث میشه

به برادر شوهر خواهرش علاقه مند بشه و درگیر عشق و سرنوشت سختی بشه…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان انتقام زیبا

قسمت اول رمان جدی گرفتن آن شوخی

خستگی از تمام وجودم فریاد می زد.اما از یک طرف هم خوشحال بودم که

بالاخره لیسانس ام رو گرفتم و حالا می تونم،یه جایی کار کنم تا حداقل بابا با اون وضعیتش کمتر کار کنه.

بند کفشم رو باز کردم و کفشامو از پام در آوردم.

دستگیره ی در رو پایین کشیدم و بدون اینکه نشون بدم

خیلی خسته ام،بلند گفتم:سلااااامممم.بابا جونم کجایی؟؟

بابا با صدای مهربونی گفت:توی حال نشستم.

رفتم تو حال و پیش بابا ایستادم و بعد از مکث کوتاهی،خم شدم و گونه ی بابا رو بوسیدم.

بابا جون مژده بده.

چه خبر شده؟؟

بالاخره کارای مدرک لیسانس ام تموم شد.

بابا لبخندی به روم پاشید که حاضرم قسم بخورم تموم خستگی هارو ازم دور کرد.

خوشحال شدم دختر قشنگم.

از فردا می خوام دنبال کار بگردم.

صورت بابا جمع شد و من دلیلش رو خیلی خوب می دونستم.

کار؟؟
تمام خجالت و کم رویی رو گذاشتم کنار و گفتم:بابا جونم،تو قلبت ناراحته

ازکی می خوای کار کنی؟میدونم که دوست داری با در آمد خودت،خرج

زندگی منو بدی.اما منم دوست دارم بهت کمک کنم.

مکث کردم و ادامه دادم:بعدشم من الکی نرفتم دانشگاه که مدرکش رو قاب کنم و بزنم رو دیوار.

با گفتم این جمله ام،بابا خندش گرفت و گفت:باشه.من هر چی بگم،تو باز حرف خودتو ..

 

Like7Diss5

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران