دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان دل های لژیونر pdf از امگا با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۹
77,065

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
229,780

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
103,773

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
363,321

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
154,620

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
124,595

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (7)

دانلود رمان دل های لژیونر pdf از امگا با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان امگا میباشد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان دل های لژیونر

ای کاش هیچ وقت قلبم در آفساید نمیماند.

ای کاش هرگز تو پشت پنالتی های بی رحمانه زندگی ام قرار نمی گرفتی.

ای کاش هیچ گاه داور به ضرر ما سوت نمیزد و ای کاش من هیچ وقت در بازی با قلبت مصدوم

نمیشدم.

وای!… دو کارت زرد در باز ی احساس…

من اخراج شدم… از رو ی نیمکت تشویقت میکنم با احتیاط پنالتی را بزن من به قدرت عشق ایمان

دارم..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان حاملگی اجباری

قسمت اول رمان دل های لژیونر

چرا ناراحتی؟!

دال آخرش رو جا نندازید آقای_ایتزو!

ابروهای کوتاهش بالا پریدند و چشم‌هاش ریز شدند. گفت:

مشکل‌هجی‌یا‌همچین‌چیزی‌داری؟ الفبا‌برات‌محترمه؟

دندون قرچه‌ای کردم…

سرتاپاش رو از نظر گذروندم و گردنم رو کوتاه کج کردم و ادامه دادم:

آدم‌هایی که تصمیم‌های اشتباه می‌گیرند برام فاقد احترامند. برعکس الفبا.

داری رسماً اعلام می‌کنی از بودن من ناراحتی؟!

با این‌قدر سؤال باید به گیراییتون شک کنم؟!

لب‌های گوشتی‌اش رو به هم فشار داد. نفسش رو صدادار داد بیرون.

گیرایی‌ام نسبت به کسی که به الفبا احترام می‌ذاره…

پریدم وسط حرفش و گفتم: الفبا و کلمات حریم خودشون رو رعایت می‌کنند.

قرمز شدن گو‌ش‌هاش و پیوند خوردن ابروهاش مثل هورت کشیدن

یه لیوان شربت خنک بود. طعم_نعنایی و با تکه‌‌‌های یخ!

خواستم رد بشم که عصاش رو جلوی درگاه گذاشت و مانعم شد.

من آدمی نیستم که برپایه حرف‌های یه دختر بچه قید کاری که می‌خوام انجام بدم رو بزنم.

سرش رو از روی تأسف تکون داد و گفت: تیرت بد به سنگ خورد ال…نا!

به خاطر تلفظ افتضاح اسمم از زبونش سیخ شدن موهای بدنم رو حس کردم

جوری لام اسمم رو تلفظ کرد که مطمئن بودم تا چندوقت از..

Like2Diss4

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران