دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان سوگنامه ای برای انسانیت pdf از زهرا نوری با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹
75,566

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
227,690

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
103,035

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
360,819

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
153,785

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
123,871

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (10)

دانلود رمان سوگنامه ای برای انسانیت pdf از زهرا نوری با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان زهرا نوری میباشد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان سوگنامه ای برای انسانیت

داستان دختریه که به اجبار برادراش ازدواج میکنه و به داستان پس از ازدواجش پرداخته میشه

و پسری که وکیله و ازدواج ناموفق داشته با یه بچه و‌به دلایلی از خانوادش جدا زندگی میکنه و

در طول قصه این دونفر باهم برخورد میکنند و…

پایان خوش

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان درد و همدرد زهرا نوری

قسمت اول رمان سوگنامه ای برای انسانیت

بعداز تموم شدن آخرین امتحان از سالن بیرون اومدم واولین

جایی که دید زدم جلوی در مدرسه بود ، انتظار داشتم

کسی جز باربد دنبالمون اومده باشه ….

کیفمو که قبل از امتحان پشت پنجره کالس گذاشته بودم

برداشتم و خودکارمو داخلش انداختم ،همزمان کژال کنارم

ایستاد وهم قدمم شد و گفت:

چشمم روشن ، ببین کی اومده دنبالمون !!!!!

با تعجب نگاش کردم ، با چشم و ابرو به دیوار کوتاه مدرسه اشاره کرد

مسیر اشاره شو دنبال کردم و با دیدن باربد

که با چندتا مرد حرف میزد اخمام درهم شد و کیفموروی شونم محکم کردم و گفتم:

منکه باهاش نمیام ….خیلی بد چشمه

روکمرم کوبید و حرصی گفت:

خله!!!دوستت داره که اونطوری نگات میکنه!!!!از بد چشمیش نیست..

چپچپ دوباره باربد وماشینشودید زدم و با بیزاری گفتم:

ایششش منکه با اون نمیام ….صبر میکنم باالخره یه ماشبن تا ده میره که منم ببره ….

لب ولوچه شوبرام کج و کوله کرد و گفت:

وااااااای چه افاده ایی داری تودختر !!!!!همه با نیسان باربد

میرن تا ده !!!!!تو برو سر خط منتظر باش یکی با بنز

کوپه بیاد دنبالت
میخواستم پا تند کنم تا دیگه حرفاشونشنوم که سحر هم

نفس زنان بهمون رسید وانگار حرفای آخرکژالوشنیده بود

ومسخره کردنش روادامه داد و گفت:

بعله دیگه.

Like1Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران