دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان زندگی گاهی تلخ گاهی شیرین pdf از نادیا عثمانی با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹
75,573

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
227,718

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
103,038

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
360,844

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
153,792

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
123,871

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (24)

دانلود رمان زندگی گاهی تلخ گاهی شیرین pdf از نادیا عثمانی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان نادیا عثمانی میباشد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان زندگی گاهی تلخ گاهی شیرین

داستان دختری رو حکایت می کند که با مشکلات خانوادگی زیادی

از طرف خانواده همسرش مواجه می شود.

اما از انجایی که او دختری آرامی بود دم از مشکلاتش نمی زند تا این

که مادر شوهرش تصمیم می گیرد زن دیگه ای را وارد زندگی او بکند

و این جاست که زندگی ندا از اون رو به این رو می شود و با درخواست

طلاق شوهرش را غافلگیر می کند و اما آیا یحیی با این درخواست او موافقت می کند..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان اسیر عشق محال نادیا عثمانی

قسمت اول رمان زندگی گاهی تلخ گاهی شیرین

عاشورا، فصل غم و اشک و درد است. فصل یتیمی گل ها و جوانه های ایمان است.

فصل زجه و آه و ناله های مظلومین؛ عاشورا فصل ماتم و هم دردی و همدلی است.

اوایل فصل زمستان بود. که مصادف با آغاز روزهای سوگواری آقا سید الشهداء )ع( می شد. جای جای کوچه های

شهر نشانه ای از آمدن آن ماه پر عشق و درد؛ ماه ماتم و غم می دهد.

از میان کوچه پس کوچه های شهر، خونه ای نظر مرا به خود جلب کرد. فکر کردم بد نیست برم از نزدیک به آن جا

یک نگاهی بندازم.

با اجازه وارد حیاط بزرگ و وسیع که به مساحت سیصد متر بود شدم. از آن خانه های قدیمی اما شیک و لوکس بود.

سمت راست حیاط باغی که پر از درخت انواع میوه بود. به چشم می خورد. چون تازه زمستان از راه رسیده بود. میوه

های زمستانی این حوالی دیده می شد. بسیار خوب بگذریم زیاد از میوه تعریف نکنم تا هوس خوردن میوه نکنید.

آن طرف حیاط..

Like1Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران