دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان آواره کوچه های بی کسی pdf از paramour با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹
75,589

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
227,738

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
103,048

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
360,869

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
153,803

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
123,883

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (22)

دانلود رمان آواره کوچه های بی کسی pdf از paramour با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان paramour میباشد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان آواره کوچه های بی کسی

این قصه در مورد دختری به اسم الناست که برای تحصیل از سنندج به تهران میاد …

تو شرکتی مشغول کار میشه که پسر رئیسش بعد از یه مدتی بهش پیشنهاد دوستی میده …

النا قبول می کنه و بعد از یه مدتی که باهم دوستن تصمیم به ازدواج می گیرن

اما بنا به دلایلی از هم جدا میشن و …

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان تاوان دیروز

قسمت اول رمان آواره کوچه های بی کسی

روی شکمم خوابیده بودم که با صدای زنگ تلفن بیدار شدم خوابالو جواب دادم:

بله؟ سالم خانوم خوش خواب!

فرید بود چقدم خوشحال بود ماشاال به ساعت نگاه کردم ۹ صب بود همچین میگه

خوش خواب انگار ساعت ۲ ئه!بدون اینکه جواب سالمشو بدم گفتم: تازه ساعت نهه!

یه پیشنهاد برات دارم که اگه قبول کنی از فردا دیگه باید ۷ صب بیدار بشی!

چی؟مکث کرد و گفت: حاضری شاغل بشی؟

دیگه خواب از سرم پریده بود با ذوق گفتم: چه کاری؟

به رشتت می خوره گرافیست شرکت بابای دوستم باردار شده تا ۲ سال نمیاد دوستمم

دنبال یه گرافیست می گرده منم تو رو بهش معرفی کردم که گفت یه سر بری شرکتشون تا

ببینن می تونن استخدامت کنن یا نه!

باید با نوژن حرف بزنم

خودم باهاش حرف زدم اون حله!مردم داداششون غیرت داره داداش ما هم غیرت داره!

د اخه خوش غیرت یکم ناز می کردی

واسه دوستت چی میشد؟ باشه کی بیام؟ امروز می تونی؟

پنچر گفتم: امــــــــروز؟ امروز نه بذار برم لباس بخرم به چششون بیام!

خوشگلی به موال!با عشوه گفتم: اونو که خودم می دونم!خندید و گفت: اوکی پس فردا باهم میریم خوبه؟

اره خوبه باشه پس فعال گوشی رو قطع کردمو ..

Like1Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران