دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان سرنوشت دو همسان pdf از raha*m با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹
76,021

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
228,385

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
103,294

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
361,648

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
154,068

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
124,096

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس

دانلود رمان سرنوشت دو همسان pdf از raha*m با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان raha*m میباشد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان سرنوشت دو همسان

داستان تنهاییای یه دختر یه دختر که با وجود آدمای اطرافش تنهاست….

وجودش عجین شده با تنهایی …. همه ازش میخوان که مقاوم باشه

که با سرنوشت بجنگه ولی مگه یه دختر چقدر توان داره؟ ….

اون منتظره منتظر روزی که بازی سرنوشت باهاش تموم بشه و

به آرامش برسه یه آرامش ابدی ….

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان باغ بی برگی

قسمت اول رمان سرنوشت دو همسان

با صدای جیغ ثنا غلتی زدمو سرمو بیشتر بھ زیر پتو فرو بردم …..

چشمامو محکم روی ھم فشار دادم تا مبادا خوابم بپره و در

جواب ثنا باصدایصبا …. صبـــــــــــــا …. صبـــــــــــــــــــا

خواب آلودی گفتم:

وااااای ثنا تو رو خدا دو دقیقھ ولم کن ….

با برداشتن پتو از روم پاھامو توی شکمم جمع کردمو سعی کردم کھ بھ ادامھ خوابم

برسم ولی صدای عصبانی ثنا این اجازه رو بھم نمیداد….

بیدارشو ببینم چی چی رو دو دقیقھ ولم کن تو رو ول کنی تا دویست سال

میخوابی …. صبـــــــــا بیدار میشی یا با روش خودم بیدارت کنم؟

نھ خیر فایده ای نداره روی تخت نشستم و با چشمای نیمھ باز زل زدم بھ ثنا ….

خیلی خب بفرما بیدار شدم… خوب شد؟

ثنا ھمون جور دست بھ سینھ نگاھم میکرد ….

آفرین من موندم تو چھ جوری شب کاری وامیسادی با این علاقت بھ خواب!

ھمون جور کھ داشتم چشم بستھ راه دستشویی رو میرفتم گفتم:آخھ من تازه چھار

خوابیدم الانم کھ ھفت صبحھ پس مجموعا سھ ساعت خوابیدم

اون وقت تا چھار صبح چھ غلطی می کردی؟ھان؟

سرمو بھ عقب برگردوندمو با یادآوری شب گذشتھ لبخند کمرنگی زدمو گفتم:

وای ثنا عجب فیلمی بود اگھ تو میدیدیشا قشنگ یھ نیمچھ سکتھ رومیزدی.

چشماشو ریز کردو گفت:

دوباره فیلم ترسناک  لابد..

Like1Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران