دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان زن نبود شعله بود سوزاند pdf از پری۶۳ با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹
76,026

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
228,391

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
103,294

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
361,657

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
154,070

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
124,097

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس

دانلود رمان زن نبود شعله بود سوزاند pdf از پری۶۳ با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان پری۶۳ میباشد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان زن نبود شعله بود سوزاند

راجب ب ی دختریه ب اسم گیتی ک تو خانواده مذهبی ب دنیا اومده و بزرگ شده

ی خاهر داره ب اسم فرنگیس ،، گیتی خیلی سرکش و آزاده و بخاطر همین خانوادش

دل خوشی ازش ندارن و زیر نظر خانوادش با مردی ب اسم مجید ازدواج میکنه و

حاصلش میشع ی دختر ب اسم هستی ،، گیتی آزادی رو دوس داره و تو مهمونیا

باس آزاد باشع و برقصه و لباسای راحت و آنچنانی بپوشه ک مجید با تمام اینا

مخالفه و همین میشه مشکلات زندگیش و عامل اختلاف با همسرش

ی روز که گیتی هستی رو ب پارک میبره تا دیروقت طول میکشه و وقتی میاد

با شوهرش حسابی بحثش میشه و مجید هم هستیو میگیرع و با هم

از خونه میزنن بیرون ،، تو جاده با کامیون تصادف میکنن و شوهرشو

بچش میمیرن و این میشه آغاز داستان

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان داماد اجاره ای

قسمت اول رمان زن نبود شعله بود سوزاند

ورقها را از توی قاب چوبی دست ساز بیرون می آورم

نغمه بی تاب و نگران زل زده به دستهایم نگاهش می کنم

چشم هایش دودو می زنند مثل همیشه دلشوره باعث تپش

قلبش شده این را از نفس های کوتاه و پشت سرهمی که

می کشد می فهمم

-بجنب گیتی زود باش قلبم داره میاد توی دهنم بریز ببینم چه خاکی توی سرم شده

-نه قهوه باشه برای بعد فال قهوه هم می خوام بذار اول اینو بفهمم

مرتیکه دیشب بوی عطر می داد چیزی نگفتم بهبذار اول یه قهوه برات بیارم

یه کم آروم بشی عجله نکن هر چی بخواد بشه تا حاال شده

روش نیاوردم اما تا خود صبح داشتم خودمو می خوردم و براش کفن می دوختم

Like1Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09100544020 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران