دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان و آهنگ های قدیمی | آوای خیس

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹
76,028

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
228,392

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
103,294

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
361,658

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
154,071

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
124,097

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (22)

دانلود رمان پاقدم apk از یگانه اولادی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان یگانه اولادی میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان پاقدم

داستان درمورد زن جوانی به اسم آلاست که در بیست و سه سالگی با تو دلی

که با پاقدمش همه ی زندگیشو بهم ریخته، سردرگم مونده…

و سعید که در همه جا و هر زمان باید حواسش به آلا باشه تا به خودش و

بچه ی توی شکمش آسیبی نرسونه..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان مرد من یگانه اولادی

Like1Diss1
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (8)

دانلود رمان اعتراف در دقیقه ۹۰ pdf از ژرژی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان ژرژی میباشد

موضوع رمان :عاشقانه/پزشکی

خلاصه رمان اعتراف در دقیقه ۹۰

داستان درمورد دختری به نام تاراست که یه هفته مونده به ازدواجش براثریه

سانحه رانندگی نامزدش روازدست میده ولی به دلیل ……

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان ده وسطی

قسمت اول رمان اعتراف در دقیقه ۹۰

همه چیز برام نامفهوم بود درست نمیدونستم کجاهستم

چشمام رو به زور بازکردم که نورزننده ی مهتابی مجبورم

کردکه دوباره اونارو ببندم باالخره به هرزحمتی بود چشام

روبازکردم وبه اطرافم نگاهی انداختم خدایا من کجام !

خوب که نگاه کردم وبه مغزم فشارآوردم متوجه شدم که

بایدتوبیمارستان باشم بایادآوری بیمارستان تمام اتفاقات

روبه یاد آوردم بغض خفه کننده ای توی گلوم

نشست وبی اختیاراشک ازگوشه چشمام سرازیرشد

همه چیزبرام واضح وروشن شد دراون لحظه بایادآوری

اتفاقات آرزو می کردم که ای کاش تاابد می خوابیدم وبیدار

نمی شدم

چشمام رو روی هم گذاشتم وسعی کردم فکرکنم همه اون

اتفاقات یه خواب وخیال بیشتر نبوده ! اما بابستن چشمام

تمام صحنه های گذشته توی مغزم جون گرفت

صبح روز پنجشنبه بود باخوشحالی ازخواب بیدارشدم و

بعدازشستن دست وصورتم جلوی آیینه ایستادم نگاهی توی

آیینه به خودم انداختم وبعدازمرتب کردن موهام ازاتاق

خوابم خارج شدم اما هنوز چندپله ازطبقه ی دوم پائین

نیومده بودم که صدای سروصداورفت وآمدغیرمعمولی رو

توطبقه پایین شنیدم خوب که گوش دادم صدای مضطرب

مامان روشنیدم که به مریم خانم می گفت که چیزی به تارانگو تامابرگردیم

بانگرانی پله هارودوتایکی پایین اومدم ودرهمون حال مامان

روصدا زدم وگفتم: مامان چی رونمی خواید به من بگید

مامان بانگرانی نگاهی به من انداخت ودرحالی که سعی

می کرد خودش راریلکس نشون بده که اصالً هم تواین

کارموفق نبود گفت:

چیزخیلی مهمی نیست ، توبروصبحونتوبخورمن وبابا تایه جایی میریم وبرمیگردیم !

با حالت پرسشگری نگاش کردم وگفتم:

مامان ، من بچه

Like0Diss3
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (7)

دانلود رمان اولین پریزاد محافظ pdf از پانیذ_الف با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان پانیذ_الف میباشد

موضوع رمان :عاشقانه/تخیلی

خلاصه رمان اولین پریزاد محافظ

اهورا پری نژاد‌، یک دورگه ی پریزاد و فرشته. اولین پسری که با

بلند پروازی هاش قراره سنت چندین ساله ی پریزاد ها رو بشکنه.

اولین و تنها پریزادی که برخلاف مخالفت های خانوادش، تمسخر های دوستاش

حرف های نا امید کننده ی اطرافش، باز هم دست از بزرگترین آرزوش بر نمی‌داره و سر حرفش می‌مونه.

اون باید یه محافظ بشه تا به دنیا اثبات بشه که پریزاد ها هم تواناییشون کمتر از خوناشام ها نیست…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان آرامش نگاه تو

 

Like1Diss0
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (16)

دانلود رمان راز نهفته pdf از ناشناس بی احساس با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان ناشناس بی احساس میباشد

موضوع رمان :عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان راز نهفته

این رمان روایت دختری به اسم مهان را روایت می کند که با پسر خاله اش

حسین قصد ازدواج دارد اما مادر مهان بشدت مخالفت میکنه.بعد از

مدتی متوجه میشن که بابای پسره….

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان قصه ی پریا ناشناس بی احساس

قسمت اول رمان راز نهفته

»مهان«
با استرس به جمع نگاه کردم و در جواب پیامک حسین نوشتم:

می ترسم مامانم ناراحت بشه حسین، بذار وقتی که تنها بودیم بگو

به حسین نگاه کردم که کنار باباش نشسته بود و داشت به ظاهر به حرفای عمو مرتضی گوش می کرد.

با رسیدن پیامکم بهش زیر چشمی به گوشیش نگاه کرد، از استرس دستام یخ کرده بودن، چیزی رو تایپ

کرد و بعد دوباره به عمو خیره شد.

کالفه انگشتم رو روی صفحه کشیدم که پیامکش رسید:

»االن بهترین فرصته، بعدشم هیچ کس مخالف نیست و مامانت هم مطمئنم خوشحال میشه.«

به مامان نگاه کردم، ۶۱سال تنهایی منو بزرگ کرده که حاال من ازدواج کنم و باز تنهاش بذارم؟!

 

دلمو به دریا زدم و براش سند زدم:
»باشه«

با استرس به جمع نگاه کردم، اقا جون و عزیز جون باهم صحبت می کردن، مامان و خاله محنا و خاله مهری

باهم، حسین و پدرش باهم و عمو پرهام هم نبود.

ساناز و یگانه و سینا هم باهم صحبت می کردن.

با شنیدن صدای حسین لحظه ای چشمام رو بستم و بعد به مامان نگاه کردم:

-همه حواسا یه لحظه این جا…

تنها نگرانیم عکس العمل مامان بود … همه حرکاتش روبا

نگاهم می بلعیدم، همه با لبخند به حسین نگاه

کردند، حسین نفس عمیقی کشید و با ارامش گفت:

-راستش حاال که همه جمع هستید میخواستم یه..

Like1Diss1
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (28)

دانلود رمان ده وسطی pdf از ناشناس بی احساس با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان ناشناس بی احساس میباشد

موضوع رمان :عاشقانه/اجتماعی/ارباب رعیتی/درام

خلاصه رمان ده وسطی

این رمان روایت زندگی دختری با شخصیت پرتلاش و مقاوم که خانواده ایی نداره

تمام این مدت روی پای خودش بوده و دکتره.هستی وقتی متوجه میشه که

ارباب سالار یک روستا به اسم ده وسطی به مردم اونجا بیش از حد ظلم میکنه

به اونجا میره تا از حق مردم اون روستا دفاع کنه تا اینکه…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان عاشقی در یک ماه ناشناس بی احساس

قسمت اول رمان ده وسطی

هنوزم یادمه روز اولی که پا توی این روستای نفرین شده گذاشتم …

یادش بخیر ، ….

روزی سرد و زمستونی که برف و گل باعث سخت شدن عبور و مرور

شده بود ، توی ده باال وقتی ادرس اینجارو میگرفتم

مردم جوری نگاهم میکردن که انگار دارن دیوانه ای رو میبینن که از تیمارستان فرار کرده .

توی اون گل و شل کوله پشتی کوهنوردی بزرگ و سنگینم حسابی باعث خسته گیم شده بود .

من : از کجا میتونم به ده وسطی برم ؟؟؟

زنی که ازش این سئوال رو پرسیده بودم لباسی محلی نارنجی رنگی

بتن داشت که مثل لباس های کُرد بود اما رنگی و

طرح ان متفاوت با لباس های طایفه کُرد بود ؛ با وحشت نگاهم کرد :

-عقلین از دست بیربسن عقلت رو از دست دادی

 

اخمام رو کشیدم توی هم احساس میکردم بهم توهین بزرگی شده ؛ گفتم :

-نخیر عقلمو از دست ندادم یه سئوال پرسیدم ممنون میشم جوابمو بدید

-بی حیا … نمی طر صحبتده با بزرگترین  بی حیا … چه طرز صحبته با بزرگترت اویرنده باشرسن گین از

اونطرف میتونی بری

و با دستش جایی رو نشون داد و رفت . به من میگه بی ادب اونوقت خودش از من بدتره !!!

کلی توی دلم بهش فحش داده بودم …

Like1Diss2
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (23)

دانلود رمان دل من pdf از آسمان اصغرزاده با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان آسمان اصغرزاده میباشد

موضوع رمان :عاشقانه/غمگین

خلاصه رمان دل من

هلیا گلی که از درون گل دیگری روئیده است

گاه یک شباهت و یک عشق یک طرفه سرنوشت را برهم میریزد و

ارامش قلب را تا مرز نیستی میکشاند..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان باران را به آتش میکشم

قسمت اول رمان دل من

با دو درو باز کردمو نفس زنان از پله ها بالا رفتم که با مهرداد رو به رو شدم خواستم دوباره برم بالا

که گفت چخبرته چرا عجله داری با عجله گفتم گوشیمو جا گذاشتم نگار منتظرمه…گفت حالا کجا

میرین انقد عجله دارین من:دوردور

مهرداد اخمی کردو گفت دور دور ینی چی درس حرف بزن با جیغ نگار که از حیاط میمومد رو

دستی زدم تو سرمو با عجله رفتم بالا گوشیمو برداشتمو دوباره برگشتم رفتم سوار ۶۰۲ نگار

شدمو رفتیم پارک نزدیک خونمون

وقتی پیاده شدم نگار چپگی نگام کردو گفت:خاک تو سرت هلیا میخواستی دیرتر بیای

یه گوشی برداشتن چقد طول میکشه.چشامو گرد کردمو گفتم حالا یادت افتاده تازه زد تو سرمو

گفت نکن چشاتو اونجوری گرخیدم حالا چرا دیر آمدی واقعا

من:بابا این مهرداد تو پله ها گیرم انداخت گفت کجا میری با این عجله گفتم با تو میرم دوردور

اونم عصبانی شد با این حرفم نگار چشاش برق زدو گفت جونم غیرت یه دونه کوبیدم تو سرشو

گفتم خفه حالا برو پفک بخر بیا بخوریم نگار اوقی کردو گفت متنفرم از پفک ولی الان میرم

چیپس و تخمه میخرم وبا دو ازم دور شدنم نشستم رو نیمکت که

گوشیم زنگ زد شماره خونه بود من:بله مامان:سلام دختر

کجایی؟من: با نگار اومدم بیرون مامان صداشو آروم کردو گفت زود بیا مهرداد عصبانیه بعدم قطع

کرد

نگار در حالی که چیپس میخورد اومد نزدیکمو گفت کی ..

Like0Diss0
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس

دانلود رمان مسافر pdf از armila98 با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان armila98 میباشد

موضوع رمان :عاشقانه/همخونه ای/غمگین

خلاصه رمان مسافر

یه دخترِ زیبا و جسور که تو زندگی ش به کسی اجازه نمیده درموردش بد فکر کنه

یا بهش توهین کنه آندیا یخ دخترِ بی سرپرسته ولی بایه زن و شوهر مهربون زندگی میکنه

آندیا به اجبار پدر خونه ش با پسرِ اون ازدواج میکنه !!!

اما

چی میشه که آندیا به همچین ازدواجی تن میده؟؟

خب اگه آندیا قصدش ازدواج بوده آخه چرا با این پسر؟؟؟

یه پسرِ خودخواه که از بالا به همه نگاه میکنه و دختر جماعت براش سرگرمیه!

چرا پسری که تا این حد مغروره به آندیا بهش پیشنهاد ازدواج میده ؟؟؟

چی به سرِ آندیا میاد ؟؟؟

آیا با این اتفاقاتی که براش می افته توانایی مقاومت داره ؟

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان عشق ابدی

 

Like0Diss1
ددانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (15)

دانلود رمان باران را به آتش میکشم pdf از مهرو_ر با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان مهرو_ر میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان باران را به آتش میکشم

دختری به اسم مهرو یه روز تابستونی همراه دوستاش با یه
عده پسر کورس می بنده و بعد متوجه می شه که……
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
فرقی نمیکنه هوای الان چند نفره ست !
مهم اینه که تو نیستی و من مجبورم”تنهایی” دلتنگی آسمون رو تحمل کنم …
باز باران آمد
از هوا یا ز دو چشم خیسم؟
نیک بنگر!
چه تفاوت دارد…
رمان پیشنهادی:
قسمت اول رمان باران را به آتش میکشم
درغروب یک روز گرم تابستانی در یکی از شهرهای گرمسیر
جنوب ایران،در یکی از منطقه های زیبای شهر در خانه
ای بزرگ و تقریبا نو ساخت دختری کنار پنجره ی اتاق خوابش
ایستاده بود و در حالی که آوازی را زیر لب زمزمه می
کرد به خورشید در حال غروب زل زده بود.دختر مهرو نام داشت.
آهی کشید و نگاهش را از پنجره گرفت و سمت تخت
نا مرتبش نشست و گوشی موبایلش را در دست گرفت.
به شدت حوصله اش سر رفته بود.به صفحه ی گوشی که
چشمک می زد لبخندی زد و جواب داد:الو؟ صدای جیغ مانند
دوستش پانته آ در گوشش پیچید:سالم مهی جوونم!
مهرو گفت:های پان.خوبی؟ پانی گفت:میسی دوستم.چه خبرا؟
نظرت چیه امشب اون شامی رو که بدهکاری رو بهمون
بدی؟
مهرو گفت:پول ندارم.دنگی پایه م بعدم سگ خور بهتون بستنی میدم.
پانی:گم شو از حلقومت می کشم بیرون شامو.هنوز شام ماشینت رو ندادی.
مهرو: جنابعالی هم باید دست می کردی تو جیبت.
پانی جیغ زنان گفت:نیست که شام ندادم؟هفته ی پیش لیمو رو من حساب کردم
مهرو خنده کنان گفت:چه حرصی می خوره!باشه بابا..
Like0Diss1
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (1)

دانلود رمان عشق ابدی pdf از سمانه دانشور با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان سمانه دانشور میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان عشق ابدی

دختری مهربان و خونگرم، پسری محجوب و عاشق، و هر دو پر از حس‌های ناب و بکر.

عاشق می‌شوند و عاشقی کردن را می‌آموزند. دختر با عشق پسر قصه به خدا نزدیکتر

می‌شود و مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کند. اما آیا این عشق می‌تواند ابدی بشود؟

یا صاقعه‌ای به زندگی آن‌ها می‌زند و همه چیز را می‌سوزاند؟

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان زخم خورده

 

Like0Diss2
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (25)

دانلود رمان آرامش نگاه تو pdf از نیایش با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان نیایش میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان آرامش نگاه تو

داستان راجب دختری بنام مهشاده که تک و تنها میره به یکی از روستاهای

گیلان در واقع میره خونه عمه‌ی دوستش با کلی در به دری و بدبختی خونه‌ی

عمه دوستشو پیدا کنه، عمه نیکی (نیکی دوست مهشاده) یه پسر داشته

که در تهران مشغول راه اندازی یه شرکت تبلیغاتی بوده تو همین مدتی که

مهشاد خونشون بوده میاد گیلان و……

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان زخم خورده

 

Like0Diss0