دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان ساغر شکسته pdf از مژده میرزایی موسوی با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
پنج شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰
117,176

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
280,448

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
125,254

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
419,812

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
175,861

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
145,460

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان عاشقانه_آوای خیس

دانلود رمان ساغر شکسته pdf از مژده میرزایی موسوی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان مژده میرزایی موسوی میباشد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان ساغر شکسته

دلتنگ و مغموم به فنجان قهوه ای که در دست داشت می نگریست

نمی دانست حالا که پس از گذراندن آن همه تنش های روحی و

مشکلات آزاردهنده به این آرامش رسیده چرا همچنان ناراحت و غمگیناست؟

جرعه ای از قهوه را نوشید.گرمای آن احساس خوشایندی به او هدیه کرد

نگاهی از پنجره به ابرهای تیره و تار افکند.آنها نیز سرد و گرفته بودند

گویی دلهای باطراوتشان از غم ایام و اندوه بندگان خدا که با….

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان ماهیماه

قسمت اول رمان ساغر شکسته

سختي تمام برای گذراندن امور زندگیاش

تلاش و باز هم به جايي نمیرسیدند در خون نشسته بود.جرعه ای ديگر نوشید و به اطراف خويش

نگريست.منزلي كه او به تازگي سکنا گزيده بود آپارتماني پنجاه متری بود با يك اتاق خواب و يك هال مستطیلي كه

ديوارهايش به رنگ فیروزه ای روشن بود و روی موكت آبي رنگش كه سرتاسر منزل از آن مفروش شده بود مبل

نیم ست سرمه ای و بسیار ساده ای قرار داشت.اين هال كوچك كه اتاق پذيرايي نیز محسوب میشد با پنجره ای

بزرگ در جنوب خود میتوانست منظره ی شهر را به طرز زيبايي در حیطه ی بیننده به نمايش گذارد به خصوص كه

اين آپارتمان در طبقه ی سیزدهم مجتمعي در يك شهرك قرار داشت.فنجان قهوه ی خود را تا آخر نوشید و

سیگاری روشن كرد.قطرات ريز باران كه منظره ی شهر را بیش از پیش تماشايي كرده بود شدت گرفت و او را

وادار ساخت روی صندلي راحتي ای كه درست در كنار پنجره قرار داشت بنشیند و به بیرون بنگرد.تیرگي آسمان با

گرفتگي دل او هم آوا شد و غمش زا افزون كرد: …..

Like8Diss1

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09174955727 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران