دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان وسوسه ازدواج pdf از میترا معتضد با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
پنج شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰
117,163

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
280,442

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
125,242

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
419,800

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
175,857

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
145,451

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان وسوسه ازدواج

دانلود رمان وسوسه ازدواج pdf از میترا معتضد با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان میترا معتضد میباشد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان وسوسه ازدواج

خانواده آقای فرسایش ازخانواده های ثروتمندی هستند که درشمال تهران زندگی می کنند

شهرام پسرآقای فرسایش که شش ماه بیشترنیست ازدواج کرده و همسرش حامله است

درتصادف کشته میشه ودر مراسم ختمش همسرش شیرین وهمه مهمانان متوجه میشوند که…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان به من نگاه کن

قسمت اول رمان وسوسه ازدواج

ساکنان محله باالا شهری و امروزی سهند شمالی و جنوبی-خیابان زاگرس-صبح آن روز از دیدن چندین حجله پر از

چراغ های رنگارنگ و پارچه های سیاهی که به طور عمودی و افقی جلوی مغازه های پر زرق و برق خیابان نصب

شده بود یکه خورده بودند.تالوت آیات قرآن از سه چهار بلند گو به گوش می رسید.فضای خیابان سهند شمالی به

کلی تغییر کرده بود آن محیط شاد و همیشگی رخت بر بسته،موج سنگین و فراگیر ماتم بر همه جا حکم فرما شده

بود. مرگ چهره دهشت انگیز و پر مهابت خودرا به وضوح و صالبت غیر انکاری نشان میداد.

رهگذران از جلوی بخشی از خیابان که مغازه ها،سوپر مارکت بزرگ،قنادی،نانوایی،خشکشوی ی،آجیل فروشی،پرده

فروشی و پیاده روهای پاکیزه و شسته رفته در کنار آن قرار داشتندبا حیرت و تاسف می گذشتند،به حجله ها نگاه

می کردند،اعالمیه فوت جانگذاری را که به چند نقطه از حجله ها نصب شده بود از نظر میگذراندند و ناباورانه کلمات

را به صدای بلند باز می خواندند.

مردم انگار از عزراییل می ترسیدند.عزراییل هرگز این سان و به این نزدیکی به مردم ساکن در خیابان سهند

نزدیک نشده بود.از نظر گاه آنان مرگ،گورستان،آمبولانس،بنز سیه رنگ،اداره متوفیات،بهشت

زهرا،غسالخانه،آگهی تسلیت در روزنامه و گذاردن حجله پدیده ها و مفاهیم بسیار دوری بودند.گرچه در خیابان

سهند هم گه گاه سر و کله عزراییل،آمبوالنس مشکی بهشت….

Like3Diss2

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09174955727 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران