دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان بغض دریا pdf از hana.ershadi با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰
131,705

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
298,679

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
133,408

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
441,182

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
183,708

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
153,106

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
دانلود رمان بغض دریا

دانلود رمان بغض دریا pdf از hana.ershadi با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان hana.ershadi میباشد

موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان بغض دریا

یه دختر بی پناه یه دختر که حتی با وجود پدرش هیچوقت بودن اون رو حس نکرد دختر تنهایی به اسم دریا

دریایی که درکی از یه خانواده نداره درکی از محبت پدرانه نداره دریا قصه ما شیطون..لجباز مغرور..

اما تنهاست دختری که از کل این دنیا سهمش فقط یه مادر مهربون بوده نه یه خانواده پشت هم

نه یه پدر دلسوز و مهربون دریا قصه ما پدری داشته که فقط به فکر خودش بوده دریا ما یه دختر

مغرور و قوی .یه دختر شاد .اما کی می تونه حتی حدس بزنه چه بغضهایی چه درد هایی تو

دلش هست!!!بغض دریا ما اندازه یه دریاست دریا تنها و بی کس داستان ما دختریه که

زندگیش به سمتی کشیده میشه که هیچوقت حتی فکرش رو هم نمیکرده و ..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان ریان

قسمت اول رمان بغض دریا

یه دختر ۸ ساله..تنها توی یه جنگل صدای زوزه هایی که به گوشش میرسه پارس سگی که

دنبالشه جیغ میزنه گریه میکنه اما کسی صداشو نمیشنوه برمیگرده و با وحشت به سگی که

با ولع دنبالشه نگاه میکنه دوباره جیغ میزنه سرعتش رو بیشتر میکنه اون بین سیاهی شب این

جنگل گم شده..می خوره زمین زانوهاش زخم میشه با وحشت جیغ میزنه سگ هر لحظه بهش

نزدیک تر میشه دستاشو میزاره روی صورتش و با گریه با تموم وجودش جیغ

میزنه:مامان!!!!!!

نهههههههه

از خواب پریدم با وحشت به اطرافم نگاه کردم از ترس به نفس نفس افتاده بودم دستای

سردم رو از زیر پتو بیرون کشیدم و روی صورتم گذاشتم صورتم خیس از عرق بود آروم باش

دریا آروم باش تموم شد..تموم شد اما یه صدایی از درونم سریعا حرفم رو تکذیب کرد اگه

تموم……

Like6Diss0

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09174955727 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران